تبليغاتX
خاطرات دختردوم ابتدایی - مبصری
خاطراتی ازمدرسه
سلام دوستان .

حالتون چطوره.امیدوارم که خوب باشید. امروز خیلی خوش حال شدم . ولی از طرفی نگران شدم.

لابد می پرسید چرا ؟اول بدلیل این که مبصر شدم  دوم این که حالا چطوری بچه ها را ساکت کنم.

 اخه اونا خیلی شلوغ می کنند.و همه مبصر های قبلی استعفا دادند. نمی دونم من تا کی

می  تونم دوام بیاورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم.؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 18:41  توسط فاطمه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان عزیزم. من مائده مرادی فراهانی هستم ولی چون اسم فاطمه را خیلی دوست دارم .پس منو اینجا فاطمه صدا کنید.
من کلاس دوم ابتدائی هستم . ساکن اراک
منتظر مهربونی ها ی شما هستم.

نوشته های پیشین
شهریور 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
سقوط یک فرشته(سانا جونم)
کلبه ای ها(سمیه و علی جون)
منیره جون
مریم جون(مامانی عزیزم)
رضا جون(پدر عزیزم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM